
سالها پیش ۲۹ مهرماه ساعت ۱۱:۱۵ دقیقه صبح پسر خوشکل و کوچولویی چشم به جهان گشود.
تو این سالها رشد کرد تربیت شد تحصیل کرد شکست خورد پیروز شد طعم خوبی و بدی را چشید و ... اما فقط یک اعتقاد داشت و اونهم اینکه همه را دوست داشته باشد و به همه خوبی کند.
تو این سالها عزیزانی از جمله پدرش را از دست داد در عوض خداوند کوچولوهایی را به جمع عزیزانش اضافه کرد.
اما یک چیز همیشه در زندگی او ماندگار و جاودانه مانده است آنهم دوستانش است.
آری دوستان مهربان و دوست داشتنی که به او عشق را یاد دادند چیزی هر کسی آرزوی آن را دارد.
او را در غم و شادی همراهی کردند در لحظات سختی یار و همدم او بودند و بالاخره در تنهایی اش او را مونس بودند.
در این لحظه مبارک فقط میتونم به همه شما عزیزانم بگویم:
دوستتان دارم

آره سه سال پیش دقیقا ۲۳ مرداد ۸۵ بنابه دلایلی این وبلاگ رو افتتاح کردم
هر وقت دلم میگرفت چیزایی توش مینوشتم بیشترش از ترانه هایی که به دلم نشسته بودند
تو این مدت دوستان مهربونی پیدا کردم البته یه دوست عزیزی را هم از دست دادم که نمیتونم فراموشش کنم
اتفاقات زیادی افتاده اما من هنوز وبلاگمو دارم
به قول یه دوست بسیار بسیار عزیز و مهربون
( من وبلاگمو دوست دارم )
اگه دوستان میبینند زود به زود بهشون سر نمیزنم شرمنده ام بخاطر مشغله کاری ام هست
آپ قبلیمو منتظر دوستی بودم که پیشم بیاد اما نیومد. میدونم نتونسته اشکالی نداره

شاعر : مریم حیدر زاده خواننده : مهستی
آهنگ ساز : شادمهر عقیلی آلبوم : از خدا خواسته
تنظیم : شادمهر عقیلی آهنگ : طاقت
من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشو بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد
من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون بیگناهه
باز که ابری شد نگاهت
بغضتم واسم عزیزه
اما اشکاتو نگه دار
نذار اینجوری بریزه
حال من خیلی عجیبه
دوست دارم پیشم بشینی
من نگاهت بکنم تا
تو چشام عشقو ببینی
تو چشام عشقو ببینی
بدجوری دیوونتم من
فکر نکن این اعتراضه
همیشه نبودن تو
کرده این دلو کلافه
میدونم فرقی نداره
واست عاشق بودن من
میدونم واست یکی شد
بودن و نبودن من
اولش گفتم یه حسه
یا یه احترام ساده
اما بعد دیدم یه عشقه
حد و اندازش زیاده
بیا و مثل گذشته
جز به من به همه شک کن
من بدون تو میمیرم
بیا و بهم کمک کن
من هنوز چیزی نگفتم
که تو طاقتت تموم شد
باقیشو بگم میبینی
گریه هات کلی حروم شد
من که آسمون نبودم
اما عشق تو یه ماهه
سرزنش نکن دلم رو
بخدا اون بیگناهه....
ملاقات
قسم به عشقمون قسم
همش برات دلواپسم
قرار نبود اینجوری شه
یهو بشی همه کسم
راستی چی شد چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم
به ملاقات آمدم
ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری
نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم
تو دریا باش و من جویبار عشقو در تو جاری
من از پروانه بودن ها من از دیوانه بودن ها
من از بازی یک شعله سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمیترسم
من از هیچ بودن ها
از عشق نداشتن ها
از بی کسی و خلوت انسان ها میترسم
راستی چی شد چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم (2)
من از عمر رفاقت ها
من از لطف صداقت ها
من از بازی نور در سینه ی بی قلب ظلمت ها نمیترسم
من از حرف جدایی ها
مرگ آشنایی ها
من از میلاد تلخ بی وفایی ها میترسم
راستی چی شد چه جوری شد
اینجوری عاشقت شدم
شاید میگم تقصیر توست
تا کم شه از جرم خودم (2)

بيشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بيشتر از هر ديوانه ای مجنون تو هستم.
و بدون تو زندگی برايم مفهومی جز تاريكی و سياهی ندارد!
دوستت دارم چونكه ميدانم تو نيز مرا دوست ميداری ،
دوستت دارم چونكه مرا باور داری و مرا لايق آن قلب پر از محبتت ميدانی!
تنها آرزويم اين است كه سالم و سر افراز باشي و جز اين از خدای خويش هيچ آرزويی را ندارم
اين قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هديه ای است از طرف من به تو!
از تمام دنيا تنها همين قلب كوچك را دارم ، همين و بس!
تنها تو هستی كه معنای واقعی عشق را به من ابراز كردی و آموختی!
آموختی كه عشق يعنی تا پايان زندگی ماندن و تا پايان زندگی دوست داشتن!
هر جای دنيا كه هستی بدان كه در اين دنيای بزرگ كسی هست كه عاشق و ديوانه تو می باشد !
عزيز دنيا خيلی بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ، پر از ليلی و مجنون است،
اما همه يك سو و تو نيز يك سوی ديگر!
دوستت دارم خيلی دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جای ابرازی برای آن نيست!
مستم از اين عشق تو ، و پريشانم از غصه های تو و گريانم از اشكهای تو!
با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختی را خوش رنگ از گذشته می بينم
با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!
دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو توانستی بمانی با قلبم ، بسازی با احساسم و درك كنی زندگی ام را !
دوستت دارم... چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده ای و نگذاشتی هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد!
اينبار با فرياد ، با چشمهای گريان ، با قلبی عاشق ، با اراده و با احساسی پرا از دوست داشتن مي گويم كه دوستت دارم
تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و به من بنگرند و شرمنده شوند!
ولي......
آخر قصه چيست ؟ تو بگو!
هميشه از پايان هراسيده ام! آخر؟ مي شود اينهمه عشق تمام شود؟
جواب خاطره ها يم را چه بدهم؟
بي تو و صداي مهربانت با كدام لاي لاي بخوابم؟
آخر؟ نه....! باورم نمي شود! نمي شود كه ما، تمام شود!
مي شود؟ ما تمام شود و من بمانم و تو؟
اصلا تو نباشي ، من مي مانم؟ نمي دانم! شايد
نبود تو از همه چيز اين جهان بي رحم وحشتناك تر است!
آخر قصه چيست؟
نه! نمي شود! عشق كه تمام نمي شود ، مي شود؟!
نه! نه! نه! نه!
اصلا مي داني؟! حالا چه وقت فكر كردن به آخر قصه است؟
اينجا هنوز اول راه است! همينكه بدانيم آخر قصه هر چه كه باشد ،
ما با هميم ، در يادها و خاطره ها حتي، كافي است…
حالا بيا هراس پايان را از من بگير…
حالا بيا به روزهاي خوش هنوز نيامده فكر كنيم!
راه زيادي باقي است اما…

شب هايي که خواب تو را مي بينم
صبح اش زودتر بيدارم کن
تا پنبه هاي طبي را
در گوشم فرو کنم
و به ماشين هاي بدون بوق
به لب زدن هاي بيهوده
به سکوت اين شهر
بخندم
راهم را کج کنم به خياباني که بوي تو را مي دهد
و از ميان هزاران تصوير
خنده هايت را بشناسم
تو سلام کني و سلام ات
شنيدني شود برايم
من به پنبه ي گوش هاي تو بخندم
تو به پنبه ي گوش هاي من
بعد دستهايم را بگيري و باقي را
چشمهايت بگويد...
.
.
.
شب هايي که خواب تو را مي بينم
صبح اش
زودتر
بيدارم کن..!

خواب ديدم که باز مي آيي،مي نشيني کنار شومينه
خنده ها از لبت نمي افتند،به قولت عمل کردی و آمدی
ناگهان روبروي آيينه مي گريزي و محو مي گردي
مي دوم تا ببوسمت اما،نيست چيزي درون آيينه...
روز جمعه 25 بهمن، روز والنتاین، 'روز عشاق' است . اگرچه جشن والنتاین سنتی است غربی اما زبان عشق همیشه و همه جا شنونده دارد. آنهایی که به این روز اهمیت می دهند و عاشق هستند به محبوب خود می گویند دوستت دارم، چه با شاخه ای گل و چه با هدیه ای گرانقیمت؛ اگر مخفیانه عاشق هستند ارسال یک کارت والنتاین بار سنگین افشاگری را خیلی سبک می کند.
جشن والنتاین منحصر به زوج های جوان نیست، اما در این روز، طغیان احساسات خام عشق نوجوانی بیشتر به چشم می خورد. دغدغه های عشقی یک نوجوان، چند برابر می شود: 'چند تا کارت والنتاین می گیرم؟ از طرف کی؟'
این دغدغه تا ساعات پایانی روز ادامه دارد و تا چند روز بعد از موعد والنتاین سوژه ای می شود برای گفتگوهای نوجوانانه.
احساسات عاشقانه چه "خام" و چه "پخته" تعریف راحتی ندارد و از هر که به پرسی، اول تامل می کند، بعد (بالاخره) توصیفی برای آن پیدا می کند. برخی عاشق شدن خود را در چند کلمه می بینند: 'تیر عشق به قلبم خورد' یا 'عشقش جادوم کرد'؛ برخی هم یک کتاب حرف برای گفتن دارند.
توصیف عشق و احساسات منتسب به آن حتی برای فلاسفه، ادیبان، هنرمندان و دانشمندان - که آن را شعبده بازی هورمون ها برای ترغیب انسان به تولید مثل می دانند - آسان نبوده و طی سده های متمادی ذهن و آثار آنها را سخت به خود مشغول کرده است.
شاید دشوارترین کار این متفکرین، تفکیک جاذبه جنسی از عشق "رویایی" بوده و این که آیا اصلا خط و مرزی میان این دو وجود دارد یا نه؟ پاسخ به این سوال و دهها سوال مانند آن هم باعث شده که به مرور ایام تلاش برای درک مفهوم عشق و جستجو برای دستیابی به آن، به یکی از شیرین ترین و در عین حال تلخ ترین تجربه های بشری تبدیل شود.
تلخی و شیرینی که شاید فقط شعر، داستان سرایی، فیلم، ... بتواند تحملش کند: از لیلی و مجنون و رومئو و ژولیت گرفته تا داستانهای عشقی امروزی دست ساز هالیوود.
دلیل مجذوب شدن دو نفر به یکدیگر هر چه باشد - شهوانی یا معنوی - در هر حال یافتن "نیمه دیگر" کار دشواری است. اما رفتن در این راه خالی از هیجان نیست؛ حتی اگر بدانیم در انتها یک سراب در انتظار ماست. شاید برای همین است که جوانان و نوجوانان راحت تر از بزرگترها در این راه قدم می گذارند. آنها مطمئن هستند که "عشق دوای هر دردی است!"


همانطور که قلب (دل) هر کسی یه در داره که اگه کسی بخواد وارد دل یکی دیگه بشه باید حتما مثل هر جایی از در وارد بشه!
پس میتونه این در قفل وکلید داشته باشه وما میتونیم این درو روی هر کسی باز نکنیم اما اگه کسی وارد شد حداقل کلید درو بهش ندیم آخه اگه خدای نکرده اون از این دل رفت و در و پشت سرش قفل کرد و کلیدش هم با خودش برد اونوقت باید چکار کنیم؟
حالا بایک دل قفل شده که کلیدش رو هم بردن باید چکار کرد؟

نظر بدید.
از اینجا دانلود کنید. (کلیک راست SAVE AS )
از سخنانی که به دوست داشتن ختم بشه متنفرم
از اشک هایی که به خاطر دوست داشتن ریخته بشه متنفرم
از روز آشنایی با تو متنفرم
از روزی که به تو علاقمند شدم متنفرم
از این عشق افراطی متنفرم
از افکاری که به تو ختم می شود متنفرم
از سکوت پرمعنایت متنفرم
از واژه های محبت آمیزی که به تو ختم می شود ولی نمی شنوی متنفرم
از احساسی که به تو دارم متنفرم
از اینکه نمی توانم از تو متنفر شوم متنفرم
به خاطر روزهایی که به یاد تو گذراندم متاسفم
به خاطر بیداری شبهایم آن هم در فراق تو متاسفم
به خاطر چیزهایی که نوشتم و می نویسم متاسفم
به خاطر همه چیزهایی که در دل داشتم و بیرون نریختم متاسفم .
به خاطر سکوتم متاسفم.
به خاطر عشق یکطرفه ام به تو و به خاطر تنفرم هم متاسفم
به خاطر همه چیز متاسفم
دوستت داشتم .... دارم .... و خواهم داشت ....هیچکس در دلم جای تو را نخواهد گرفت .

سوختن با درد نسبت داشتن
عشق دريک جمله يعنی انتظار
انتظار روز رجـــعت داشتن
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی در جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشمان تر
عشق يعني سر به در آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختــن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديـده بر در دوختـن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی سوز نی آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی با گلي گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم و دل برهم زدن
عشق يعنی يک تيمم يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بت پرست
عشق يعنی همچومن شيدا شدن
عشق يعنی قلــه و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد ومحنت دردرون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی جام لبريز از شراب
عشق يعنی تشنگی يعنی سراب
عشق يعنی حسرت شبهای گرم
عشق يعنی ياد يک رويای نرم
عشق يعنی غرقه گشتن در سراب
عشق يعنی حلقه های بی حساب
عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق يعنی آخــرخط بهـشــت
عشق يعنی گم شدن در لحظه ها
عشق يعنی آبـی بی انتـــها
عشق يعنی زرد تنها و غريب
عشق يعنی سرخی ظاهر فريب
عشق يعنی تکيه بر بازوی باد
عشق يعنی حسرتت پاينده باد
عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او
عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو

عاشقان عیدتان مبارک
روز عشاق روز والنتاین
بر همه عاشقان مبارک

میدونم که همه عاشقها یادگاری های زیادی از عشقشون دارن که با اون خاطرات زندگی میکنند.
خواننده : محمد زارع
آلبوم :رو در و دیوار این شهر
ترانه : رو در و دیوار این شهر
رو در و دیوار این شهر
همش از تو یادگاره
توی این کوچه تاریک
منو تنها نمیذاره
یاد حرفهای قشنگت
که تو قلبم لونه می کرد
یاد دلتنگی چشمات
که منو بهونه میکرد
میزنه آتیش به جونم
پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو
واسه کی پس بخونم؟
دل من هواتو کرده
آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و می دیدی
بی تو من تنها ترینم
توی این بازی که ساختی
من همه هستیمو باختم
زیر پات گذاشتی آخر
عشقی که من از تو ساختم
اگه تو دوستم نداشتی
از دلم خبر نداشتی
دلت از سنگ شده انگار
که منو تنها گذاشتی
میزنه آتیش به جونم
پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو
واسه کی پس بخونم؟
دل من هواتو کرده
آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و می دیدی
بی تو من تنها ترینم
می شینم منتظر اینجا
تا تو برگردی دوباره
تا بشینی پای حرفهام
بریم تا ماه و ستاره
می دونم میای یه روزی
یه روزی که خیلی دیره
یه روزی دل شکسته ام
سر ابن کوچه می میره
میزنه آتیش به جونم
پس کجایی مهربونم
آخه من ترانه هامو
واسه کی پس بخونم؟
دل من هواتو کرده
آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و می دیدی
بی تو من تنها ترینم
اینهم متن ترانه بسیار زیبا از حکایت یک عشق
ترانه سرا : رضا صادقی خواننده : رضا صادقی
آهنگساز : رضا صادقی آلبوم : پیرهن مشکی
ترانه : فراموش
داشتم فراموشت ميکردم اما باز دوباره ديدمت
تو غمها غوطه ور شدم چرا ؟
داشتم فراموشت ميکردم اما تا صدات رسيد به گوش من
شکستم بي صدا چرا ؟
داشتي ميرفتي از خيال من , خزوني بود بهار من
ديدم تورو خزونم جون گرفت
اين قلب سرد و ساکتم دوباره
با نگاه گرم و بي ريا و عاشقت زبون گرفت
چرا دوباره اومدي صدا رو , جون دادي گل بهارو
زخم دل دوباره تازه شد
شوق نگاه خستمو دوباره , دوختي آخر ستاره
حصرتم بي اندازه شد
يا راحتم کن و واسه هميشه , اين دلو بکن ز ريشه
از خيال سرد من برو
يا باغبون شو و بهارو , باز نشون بده گلارو
تو وجود خسته ام برو
چرا دوباره اومدي صدا رو , جون دادي گل بهارو
زخم دل دوباره تازه شد
شوق نگاه خستمو دوباره , دوختي آخر ستاره
حصرتم بي اندازه شد
يا راحتم کن و واسه هميشه , اين دلو بکن ز ريشه
از خيال سرد من برو
يا باغبون شو و بهارو , باز نشون بده گلارو
تو وجود خسته ام برو
داشتم فراموشت ميکردم اما باز دوباره ديدمت
تو غمها غوطه ور شدم چرا ؟
داشتم فراموشت ميکردم اما تا صدات رسيد به گوش من
شکستم بي صدا چرا ؟
داشتي ميرفتي از خيال من , خزوني بود بهار من
ديدم تورو خزونم جون گرفت
اين قلب سرد و ساکتم دوباره
با نگاه گرم و بي ريا و عاشقت زبون گرفت
ترانه سرا : اردلان سرفراز خواننده : ابی
آهنگساز : فرید زولاند آلبوم : خلیج
تنظیم کننده : منوچهر چشم آذر ترانه : گریز
به تو از تو می نويسم
به تو ای هميشه در ياد
ای هميشه از تو زنده
لحظه های رفته بر باد
وقتی که بن بست غربت
سايه سار قفسم بود
زير رگبار مصيبت
بی کسی تنها کسم بود
وقتی از آزار پاييز
برگ و باغم گريه می کرد
قاصد چشم تو آمد
مژده ی روييدن آورد
به تو نامه می نويسم
ای عزيز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو
گم شد و به قصه پيوست
ای هميشگی ترين عشق
در حضور حضرت تو
ای که می سوزم سراپا
تا ابد در حسرت تو
به تو نامه می نويسم
نامه ای نوشته بر باد
که به اسم تو رسيدم
قلمم به گريه افتاد
ای تو يارم روزگارم
گفتنی ها با تو دارم
ای تو يارم
از گذشته يادگارم
به تو نامه می نويسم
ای عزيز رفته از دست
ای که خوشبختی پس از تو
گم شد و به قصه پيوست
در گريز ناگزيرم
گريه شد معنای لبخند
ما گذشتيم و شکستيم
پشت سر پلهای پيوند
در عبور از مسلخ تن
عشق ما از ما فنا بود
بايد از هم می گذشتيم
برتر از ما عشق ما بود
آهنگساز : محسن چاوشی
خواننده : محسن چاوشی
تنظیم کننده : شهاب اخباری
آلبوم : متاسفم
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز می میرم از پا می یفتم
به تو گفتم خودم و می کشم و پر می زنم تو اسمون بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتم
به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات چشاتم تنهام گذاشتن
حالا من موندم و اشک و بغض و اه و عکس پاره تو و من بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتم
مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره
حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
دیگه جون نداره دستام اخر قصه رسیده
عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده
فرزاد فرزین:
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روز می میرم از پا می یفتم
به تو گفتم خودم و می کشم و پر می زنم تو اسمون بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتم
به تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات چشاتم تنهام گذاشتن
حالا من موندم و اشک و بغض و اه و عکس پاره تو و من بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتم
مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره
حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
دیگه جون نداره دستام اخر قصه رسیده
عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده
محسن چاووشی:
مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره
حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
دیگه جون نداره دستام اخر قصه رسیده
عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده
مگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تاره
فرزاد فرزین:
حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
محسن چاووشی:
دیگه جون نداره دستام اخر قصه رسیده
عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده
قسمت نميشه انگار دست تو رو بگيرم
براي آخرين بار براي تو بميرم
گريه نكن كه اشكات براي من يه درده
تحمل غم تو منو ديوونه كرده
هيشكي مثه من تو رو دوست نداره
اينو از تو چشام ميتوني بخونـــي
تو بودي
جونم و عمرم و كسي كه ميخواستم و
قسم راستم و كي ميخواي بدونــــي ؟!!
واسهي عشق تو
همه چي دادم و
به جز غرورم رو
كه اونم رفته به بـــــــــاد
بود و نبودم و
همه وجودم رو
واسه تو دادم و
تو ميگي منو نميخــــواي
هيشكي مثه من تو رو دوست نداره
اينو از تو چشام ميتوني بخونــــي
تو بودي
جونم و عمرم و كسي كه ميخواستم و
قسم راستم و كي ميخواي بدونـــــي؟!!
قسمت نميشه انگار دست تو رو بگيرم
براي آخرين بار براي تو بميرم
گريه نكن كه اشكات براي من يه درده
تحمل غم تو منو ديوونه كرده
هيشكي مثه من تو رو دوست نداره
اينو از تو چشام ميتوني بخونــــي
تو بودي
جونم و عمرم و كسي كه ميخواستم و
قسم راستم و كي ميخواي بدونـــــي؟!!
واسهي عشق تو
همه چي دادم و
به جز غرورم رو
كه اونم رفته به بـــــــــاد
بود و نبودم و
همه وجودم رو
واسه تو دادم و
تو ميگي منو نميخــــواي
... [ هيشكي مثه من تو رو دوست نداره ] ...
تقدیم به همه عاشقان در انتظار گل بهار
ترانه سرا : زویا زاکاریان
آهنگساز : شوبرت آواکیان
بیا کنارم سرو ناز بی تاب
بیا کنارم زیر طاق مهتاب
عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا
بیا کنارم ساقه ی بهاره
رو فرش برگ و پولک ستاره
خمار شعرم می شکنه پیش تو
عجب شرابی نفس تو داره
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
تن حریرت جوی عطر جاری
صدای گرمت غیرت قناری
بذار بگیرم مثل تور دریا
تو رو در آغوش ، ماهی فراری
بیا کنارم سرو ناز بی تاب
بیا کنارم زیر طاق مهتاب
عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
اگه بدونن ابر و باد و بارون
چه دلنوازه این شب مهربون
هجوم می آرن روی چرت کوچه
صدای شهر رو می برن آسمون
غروب گذشت و شب رسید به نیمه
تب تو می خواد گل سرخ هیمه
بگو بخوابن همه اهل دنیا
هنوز یک نیمه مونده از شب ما
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
ترانه سرا :فرید احمدی
آهنگساز: نیما وارسته
امروز درست يک ساله و ده ماهه و دو روزه که نديدمت
یه حرفي مونده تو دلم دلم ميخواد بگم بهت
که دوست دارم بهت بگم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم دوست دارم
وقتي نگات يادم مياد
قشنگيات يادم مياد
يادم مياد گفتي بهم دلم ميگه شايد ديگه نبينمت نبينمت نبينمت نبينمت
گفتی بهم شاید دیگه نبینمت
تا که منم بگم بهت امروز درست يک ساله و ده ماهه و دو روزه که نديدمت
تو قول دادي ديگه نياي تو خوابم
جا نذاري عکستو تو کتابم
من اما تو بيداري هم هر روز ميبينم خوابتو
هر روز تو اين يک ساله و ده ماهه و دو روزه که...
هر روزتان نوروز
نوروزتان پيروز
بهار 1386 خجسته باد
به اميد سالی سراسر
موفقيت همراه با شادی
وسلامتی برای شما
عاشقان
باز هم شاهکاری از شاعر و ترانه سرای عزیزمان ژاکلین
عاشق باشیم عاشق باشیم
عاشق باشیم عاشق باشیم
عاشق عاشق عاشق عاشق باشیم
***
عاشق باشیم دست تو دست هم بذاریم
زنجیر میشیم وقتی همدیگه رو داریم
عاشق باشیم ؛ گلهای عشق و می کاریم
اول خدا ، دوم همدیگه رو داریم
کم و کم ؛کم و کم و کم و کم
کم و کم ؛کم و کم و کم و کم
با خبر میشن تموم عالم
کم و کم ؛کم و کم و کم و کم
غریبه میشه قصۀ ماتم
همه با هم یک صدا بخونیم
قدر عشق رو با هم بدونیم
یکی باشیم چون همزبونیم
با هم می مونیم و با هم می مونیم
عاشق باشیم ، نقطۀ آغاز و داریم
پرنده ایم فرصت پرواز و داریم
با یک صدا ؛ هم صدا رفیق و یاریم
فرماندۀ کاروان روزگاریم
کم و کم ؛کم و کم و کم و کم
با خبر میشن تموم عالم
کم و کم ؛کم و کم و کم و کم
غریبه میشه قصۀ ماتم
همه با هم یک صدا بخونیم
قدر عشق رو با هم بدونیم
یکی باشیم چون همزبونیم
با هم می مونیم و با هم می مونیم
با هم می مونیم
عاشق باشیم
***
پرنده ایم جامون توی آسمونه
آزادی مون لوحۀ یه کهکشونه
هدف اگه عشقه دستا تیر کمونه
تنها شدن پر میزنه از تو خونه
کم و کم ؛کم و کم و کم و کم
با خبر میشن تموم عالم
کم و کم ؛کم و کم و کم و کم
غریبه میشه قصۀ ماتم
همه با هم یک صدا بخونیم
قدر عشق رو با هم بدونیم
یکی باشیم چون همزبونیم
با هم می مونیم و با هم می مونیم
عاشق باشیم
چه اتفاقی برایت افتاد ؟ زبانت گرفت ! پاهایت سست شد! چشمهایت سیاهی رفت!
و از همه بدتر داغی و سوزش عجیبی را در قلبت احساس کردی انگار تیر آتشین از وسط قلبت گذشته!
همه اینها درسته همش نشانه های عاشق بودنه بخصوص وقتی با پیشدستی کردن او در سلام احساس عشق متقابل به تو دست میده.
علت عاشق زعلت ها جداست
عشق اسطرلاب اسرار خداست
مولانا
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وكيلم دلم بود
و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان
قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد
پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ
كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم
و من گفتم به تو بگويند: " دوستت دارم "
عــشــق مثل آب ميمونه كـه ميتـوني توي دستت قايمــش كني
آخرش يه روز دستت رو باز مي كني ميبيني نيست
قطره قطره چكيده بي آنكه بفهمي
اما دستت پر از خاطره است.
دوست دارم به زبان انگلیسی i love you
دوست دارم به زبان ایتالیایی tiamo
دوست دارم به زبان یونانی s'ayapa phila sa
دوست دارم به زبان ارمنی siroum em ke2
دوست دارم به زبان فرانسه jet t'al'me
دوست دارم به زبان هندی mai tujhe pyaut kaithaho
دوست دارم به زبان آلمان ich liebe dich
دوست دارم به زبان روسی ya yas liubli
دوست دارم به زبان فارسی doset daram
اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه او هم همين كار رو بكنه، پس انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اين طور نشد خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرد.
راز عشق در این است که در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .
راز عشق در تواضع است .
این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.
|
گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم |