تبليغاتX
عاشقانه ها
قصه عشق لیلی و مجنون
میگویند روزی قیس یا همان مجنون در بستر بیماری افتاد و طبیب حجامت را برای او تجویز کرد ولیکن قیس از انجام این عمل امتناع میکرد از او پرسیدند ای مجنون تو که در راه لیلی از همه چیز حتی جانت گذشته ای به چه سبب از فر رفتن یک نیشتر اینقدر هراسانی. قیس گفت به این سبب که لیلی از جانم عزیزتر است و در تمام وجودم او را حس میکنم میترسم که چون نیشتر از پوستم بگذرد در تن او فرو رود و به او آسیب و دردی وارد آید.

آری عشق اینست که حتی گذشتن از جان نیز در راه معشوق کافی نیست چون ممکن است باعث رنجش او گردد.

نوشته شده توسط علی سینا در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 ساعت 21:35 | لینک ثابت |